تبليغاتX
خاطرات شغال - مرد مرده
 
یادش بخیر .... جمعه 13 دی138711:56
خدا جونم سلام خیلی خیلی دلم برات تنگ شده این روزا بیشتر از همیشه به یادتم اما بیشتر از همیشه هم نگرانم میدونم چرا تو هم میدونی چرا...
اگه بره و نتونه دووم بیاره چی؟ اگه براش سخت باشه چی؟ اگه ، اگه .....
این اگه ها دارن منو داغون میکنن نمیدونم چرا اینقدر نگرانشم این روزا یه حسی دارم هم میترسم هم نگرانم .
کاش اتفاقهای مثبت در انتظاره همه باشه و اونو من.
خدا ازت میخوام یادم نیفته و بتونه راحت تر همه چیزو تحمل کنه دلم براش خیلی تنگ میشه آخه هیچکسی نمیتونه جای اونو پر کنه، از وقتی قرار شده بره من از اون بیقرار ترم..
میترسم با رفتنش دیگه من نباشم یادم نمیاد برای کسی اینقدر اشک ریخته باشم و نگرانش بوده باشم
من نمیخواستم که اینجوری وابستگی بوجود بیاد من فقط میخواستم اون تنهایی که درگیرش کرده بود و نداشته باشه اون حسی که اذیتش میکرد و ازش دور کنم فقط همین ...
همیشه مواظبش باش به خاطره چشمای خیسو منتظره من مواظبش باش مواظب باش که از زندگی خسته نشه از آدما خسته نشه خدا جونم این حسه خیلی بدیه به خودت قسم دوست ندارم تنهاش بذارم اما نمیدونم تا کی میتونم کنارش باشم تا کی میتونم آرومش کنم خدااااااااااااااااااااااااااااا کمکم کن کمکش کن کمکمون کن..

یادش بخیر .... 
نوشته شده توسط مهدی | موضوع: | لینک ثابت |

مدریت وبلاگ

ارشیو تمامی مطالب

لیست پیوند ها

صفحه نخست
وضعیت در یاهو مسنجر
آرشيو مطالب

SpeakSoftlyLove.swf

SpeakSoftlyLove.swf http://jackall.persiangig.com/Love.swf