تبليغاتX
خاطرات شغال - مرد مرده
 
انگاری اینجا تولد بوده ما خبر نداریم ؟!!!! سه شنبه 20 شهریور13862:23

سلام من مهدی هستم . اره همون مرد مرده هنوزم مرده هستم فکر نکنید اگه قالب وبلاگم عوض شوده یا اسم وبلاگم تغییر کرده خودم تغییر کردم نه ادم وقتی روحش میمیره دیگه واسه همیشه مرده جسم بدونه روح هم که دیگه حس نداره نمیتونه گرمیه محبت رو درک کنه و شکننده میشه.امروز تولدم بود ۱۹ شهریور یه روز ننگین که من اومدم به دنیا از وقتی که کمی بزرگ تر شودم و معنیه این جور چیز ها رو فهمیدم به یاد ندارم که کسی تولدمو یادش بوده باشه و یا بخواد بهم تبریک بگه و ازاین کارا که همه ادم ها میکنن . امسال از چند هفته پیش تصمیم داشتم تا یه چند روز بعد از تولدم تو وبلاگم بگم که تولدم بود تا به همه اونایی که بهشون گوفته بودم روزه تولدم چه روزیه و یادشون رفته بود ثابت کنم که واقعا یه ادمی مثل من واسه هیچ کس ارزشی نداره اما خانوم باران اینو لوطفو در حق من کرد و یه روز قبل تولد واسم یه جشنه تولد کوچولویه وبلاگی برگزار کرد که باید ازش خیلی تشکر کنم خیلی نصبت به من لوطف داره اونم مثل همه فکر میکنه من اون چیزیم که فکر میکنه اما امیدوارم وقتی دید اون چیزی نیستم که فکرشو میکرده منو مثل همیه کسانی که منو تنها گزاشتن و ول کردن تنها نزاره .

 تولد

جای داره اینجا از دوستای دیگم تشکر کنم  هانیه عزیم که رفته و رفته امیدوارم امتحاناشو به خوبی پشته سر بزاره . خانوم شیما که گله منه واقعا یه دختره خوب و با معرفته من در حدی نیستم که بخوام رو کسی غضاوت کنم اما در حد خودم میتونم از همه تعریف کنم. ابجیه بزرگ خودم نجما که همیشه منو یاری میکنه . و هورشید خانوم که ازش ممنونم واسه این که تولدمو بهم تبریک گوفت.

می خوام عاشق باشم

میخوام با تو با شم

می خوام عاشق باشم

میخوام با تو با شم

ثانیه تکراری به خواطر خوب داری

تو قلبت غم داری چیزی رو کم داری

این چشام باز چرا بارونیه شب همیشه به همین ارومیه

ببین منو که باز اینجا تنهام بشین نرو بی تو غرق غم ها

سخته برام که پر از کینه شم وقتشه خوابم رویشه پس بیا پیشم

وقتی پیشمی چشایه من برق داره با تو بودن واسم خیلی فرق داره

انگار دله من باز هوایه شهر داره  حتما میخواد عاشق بشه یک باره

می یا ی پیشه من موهات افشون باشه شاید خواب من خیالو افسون باشه

زمستونه من با تو بهاره وقتی نیستی دل هوایه گریه داره

نشود بهت بگم که عاشقت شودم

بتونم به چشمات عشقو نشون بدم

حالا که میگی میخوام از پیشت برم

بزار بهت بگم که من دوست دارم

میترسم از این که بری و دیگه نیای

گوفته بودی که با من تا اخرش میای

کاشکی میدونستی که دیگه تاقط ندارم

با چه زبونی بهت بگم که دوست دارم

بهت میگم که فقط ماله من باش

بسه بازی ستاره شبم باش

زندونیه دستام نیستی قطعا

تو قلبم جا داری فعلا حتما

اشتباه از من یه بار بخشش از تو

بیا مرحم شو بده تسکین دردو

بردی شرطو بدون من کم اوردم

نبودی روزا رو به یادت میشمردم

پس همیه نگاتو بدزد ازم دلو بگیر به اسمون ببر بازم

دلبستم به تو تا اخره خط  هستم دلبندم از دنیا دلکندم

دلتنگم هنوز با تو یک رنگم میجنگم تو رو بیارم به چنگم

دیدی نشود بهت بگم که عاشقت شودم

بتونم به چشمات عشقو نشون بدم

حالا که میگی میخوام از  پیشت برم

بزار بهت بگم که دوست دارم

بزار بهت بگم که من دوست دارم

میترسم از این که بری و دیگه نیای

گوفته بودی که با من تا اخرش میای

کاشکی میدونستی دیگه تاقط ندارم

با چه زبونی بهت بگم که دوست دارم

نر و دله من تاقط دوری نداره اخه رفتن تو دیگه برگشت نداره

نرو  نرو دله من دیگه طاقط نداره اخه رفتنه تو دیگه برگشت نداره................

نوشته شده توسط مهدی | موضوع: | لینک ثابت |
یه روز پر ماجرا !!! یکشنبه 18 شهریور138616:54

سلام دوستای ناز و گلمالحمدالله حالتون خوبهخدارو شکر

خوب حال و روز من چندان تعریفی ندارهاز اون سرما بدا خوردم که آدمو از پا در میاره و وقتی بخوای ببینی خوب شدی خودتو تو کفن می بینی(البته دور از جون شما)و مهمتر اینکه امروز با این وضعم تو اداره از روی پله ها پرت شدم پایین و محکم خوردم زمینفقط صدای جیغ دوستم رو شنیدم که جیغ میکشید و صدای خنده های خودم به گوشم می رسیدبعد بلند شدم و همچنان میخندم و دوستم میپرسید دستت درد نمیکنه؟کمرت چی؟میتونی پاهاتو تکون بدی؟و ....و منم همچنان میخندیدم و نمیتونستم جواب بدم که عصبانی شد میگه مرض کوفتمن نگرانم جوابمو بدهمنم میگم خوبم فقط دستم درد میکنهتو خیابون که همینطور داشتیم بر میگشتیم دستم رو گرفته بودم و دوستم هم همش میگفت آخی بمیرم الهی برات(خدا نکنه البته) دوستم میگه خیلی ها حسودن و چشم اونا باعث شد اینطوری بشی آخه تو که پاتو رو پله گذاشتی چطوری افتادی زمین؟منم بهش گفتم نه بابا این حرفا نیست حواسم نبوده آخه من قبلش بند کفشامو درست میکردم میگه نه اون بندارو که خیلی بالاتر از افتادنت درست کردیبعد میگه از فردا نبینم خط چشم آبی بکشی من میدونم و تویادته اون زنیکه گدا وقتی پول بهش میدادیم گفت خانوم خوشگله دستت درد نکنه چشمات چقدر خوشگلهمنم گفتم نه اینا خرافاته و این حرفا بعد میگه نیشتو ببند حرف نزن هر چی میگم گوش میکنیاخلاصه اومدم خونه جریانو به مامانم گفتم و میخندیدممامانم میگه جایی از بدنت درد نمیکنهمیگم نه فقط دستم و کمرممیگه باید بریم دکترمیگم نه چیزی نیست خوب میشهمیگه نهگفتم نمیام هیچی نیست به خدا خوب میشهخلاصه یه چند ساعتی هم خوابیدم و الان بهترمولی به خاطر سرماخوردگیم چند نوع مختلف قرص خوردم و از بعضی قرصا ۲ تا خوردم یه حالت گیج بودن داشتم که فک کنم این افتادنم اثر همون گیجی باشه

خوب آها قضیه اصلی یادم رفتاومدم اینجا که پیشاپیش تولد کوچولوترین و بهترین داداش دنیا رو هم به شما و هم به خودش تبریک بگمدوست داشتم اولین نفری باشم که تولدشو تبریک میگمو خوشحالم همینطورم هست

مهدی جان امیدوارم همیشه و در هر حال سلامت و خوشبخت و موفق باشی و به آرزوهات برسی داداشی خوبمو امیدوارم هزاران سال زنده باشی و زندگی کنی و همیشه شاد باشی

خوب آقایون خانوما اول کادوهاتونو بیارین تا بعد بهتون کیک بدیمبدون کادو کیک داده نمیشود

                                           تولدت مبارک مهدی جان

دو گوله مبارکم بهم اجازه نداد که بیشتر از این بتونم زیبا و ادبیاتی تولدتو تبریک بگم ...باید ببخشید چون واقعا دو گوله جان در مرخصی تشریف دارن و تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد

خوب برم دیگهحالم خیلی بدهاگه دیگه نیومدم اینجا فاتحه مع الصلوات

                                        التماس دعا

نوشته شده توسط باران | موضوع: | لینک ثابت |

مدریت وبلاگ

ارشیو تمامی مطالب

لیست پیوند ها

صفحه نخست
وضعیت در یاهو مسنجر
آرشيو مطالب

SpeakSoftlyLove.swf

SpeakSoftlyLove.swf http://jackall.persiangig.com/Love.swf