تبليغاتX
خاطرات شغال - مرد مرده
 
عشق هایه الکی !! دوشنبه 31 اردیبهشت138614:23

بله درسته عشق هایه الکی. تو این دنیا چه چیزیش حقیقی بوده که عشقاش باشه تمام عشق ها همش الکیه دروغه دروغه محض حتی اگه طرف بگه دوستت دارم تو داداشمی تو فلانمی تو واسم زندگی هستی تو نفسه منی تو عشقه منی بدون دوست نداره اگه کسی رو دوست داشته باشی هیچ وقت بهش نمیگی دوست دارم مثل پدر مادرا کدوم پدر مادر که واقعا بچشونو دوست دارن تا حالا شوده به بچشون بگن دوست دارم؟؟ بچه ها واسه پدر مادر به چشم خار هستن و به دل دوسشون دارن به من که ثابت شود همه چیز دیگه الکیه در واقع عشق ها و دوست داشتن ها دروغه . قول داده بودم دیگه تو این وبلاگ از غمهام چیزی ننویسم اما نمیتونم غمو غصه رو میخاستم از خودم دور کنم اما دیدین که نشود هر بار با یه بهونه جدید اومدن سراغم پس وقتی بهتون گوفتم من با پلیدی و غم پیوند خوردم شما گوفتین نه اگه خودت بخای میتونی عوض بشی دیدین که نتونستم. شاید تمام این خاطراهام و چرت و پرتام و حرفایه مزخرفمو چاپ کردم واسه خودم و وبلاگمم حذف کردم تا دیگه تو اینترنت یا به قوله خودتون دنیایه مجازی هم اسمی ازم نباشه. نه توضیحی میخام نه توضیحی میدم دیگه هیچ چیزی هم مهم نیست واسم فقط دلم گرفته .

مرد مرده

امرزو صبح یکی از بستگانمون از دنیا رفت شوهر خاله مامانم وقتی داشتن خاک میریختن روش واسش گریه نمیکردم بلکه بهش حسترت میخوردم و ته دلم می گوفتم ای کاش من جایه تو بودم.با این حالو هوا این ترم هم اکثر درسامو میوفتم به درک . ادمی که به درده مردن میخوره  درس میخاد چیکار شایدم وقتی بریم اون دنیا به سلامتی خدا بیاد بگه مدرکت چیه؟؟ بگم مدرک ندارم بگه برو گوش شو تو به درد مردنم نمیخوری . بعدی بیاد جلو!!!!!

عزیزم خیلی وقته گلوم مونده رویه دلم

میخام راز عشقمو واسه همه بگمو برم

یادم میاد روزایی که بهم قول دادی  زیاد

ولی زدی زیره قولت گوفتی برو منم میام

باشه درو ببند برو بیرون بزار تنها باشم

دستات ماله من بود ولی قلبت بود از من جدا

چه شبهایی به خاطرت نشستم وای خدا

می خای بری به درک پس از یادمم برو

یادت میاد وقتی گریه کردم گوفتم نرو

حالا من میرمو تو هم تنها باش با دله خودت

ببین چیکار کردی بزار برو بور  از یاده خودت

تمام فکرم تویه چشمایه تو بود

کاشکی العان دستات تو دستایه من بود

تو این سکوته سرتاسر مرگو به همرام دارم

بترس از اون روزی که با من چشم تو چشم بشی

من تو فکره تو بودم تو بودی تو فکر کی

خیلی ساده از من گزشتی من ساده تر میگزرم

مثل قبل از نبودنت تو خودم نمیشگنم

میشنوم صدایی که هیچ وقت تو نشنیدی

صدایی که میگوفت تو از جدایی میترسیدی

اره می ترسیدم ولی حالا میگم بیخیال

حرفات تکراری شوده یه حرف جدید بیار

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |
پیرمد ها هم عاشق میشن. حتی مرده ها!!! یکشنبه 30 اردیبهشت13862:7

میگم بچه ها کی گوفته دوست داشتن به سنو ساله ؟؟ یعنی مسلا دو نفر حتما باید اندازه هم باشن تا همو دوست داشته باشن ؟؟؟ اگه مثلا یکی بزرگ باشه از نظر سنی و یکی کوچیک باشه نمیتونن همو دوست داشته باشن این که واسه من شوده یه سوال نمیدونم شایدم همینطور باشه اما فکر کنم که اینطوری نیست دوست داشتن خیلی از این حرفا رده ادم وقتی عاشق یک چیز باشه دیگه چشاشو رو همه چیز میبنده و فقط اونو میخاد تا بهش نرسه دست بردار نیست.یه عکس جالب در باره همین موضوع انتخاب کردم که گزاشتم این پایین .

مرد مرده

واسه رنتا خانوم گل دعا کنیم که چشمش زودتر خوب بشه یکی از همکلاسی هاش طاهرن پشت در بوده تا رنتا خانوم اومده بیاد وارد کلاس بشه اون هم کلاسیش بی خبر درو محکم زده به هم و هیچی دیگه رنتا خانوم افتاده رو زمین و چشمش کبود شوده ایشالاه زودی خوب بشه.

نظرات تاییدی نیست

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |
یه روزنه کوچک ؟؟؟ همینم قنیمته پسر خوشحال باش!! جمعه 28 اردیبهشت13861:56

میخوام سعیمو بکنم تو این دفتر خاطراتم از این به بعد بیشتر از خوشی هام بنویسم تا ناخوشی هام هر چند که روزهایه خوب واسم کمه اما همینم قنیمته واسه خوب زیستن . شاید خدا هم بهم همیشه لوطف داشته اما شاید لوطفش بهم بیشتر بشه و ابر هایه سیاه و پلیدی رو که رو زندگیم چنبره زدن و نمیزارن نفس بکشمو ازم دور کنه هوایه نفسمو افتابی کنه شیطان که بهم پیوند خورده رو ازم دور کنه اخلاقمو عوض کنه و........ البته امیدوارم .

می خوام به چند نفر چند تا حرف بزنم :

اول میخام از هانیه خانوم گلم به خاطر تمام خوبی هایی که نسبت به من داره تشکر کنم همیشه بهم لوطف داره واسم دعا میکنه تا تو کارام موفق بشم و همیشه شرمندش هستم دوست دارم. این امید کوچک رو مدیونه تو هستم که بهم دادی.

دوم از رنتا خانوم گل که همیشه تو شبهایه تیره و تار کنارم بوده تشکر کنم بگم خیلی دوست دارم البته العان میدونم ازم دلخوره امیدوارم منو ببخشه واسه تمام بدیهام شرمندش هستم.

سوم از شیما جون که خیلی گله یه خانوم واقعی با پشتکاره فراوانی که داره مطمعنم که همیشه موفقه امیدوارم ازم دلخور نباشه منم ازش دلخور نیستم یعنی به خودم همچین اجازی نمیدم که از کسی دلخور باشم دوست دارم .

چهارم  از ستاره خانوم مدیر وبلاگ یاداشت هایه زن ایرانی که خیلی خانوم گل و مهربانیه با حرفایه قشنگش با نظرات قشنگش جمله هایه قشنگش همیشه منو مورده لوطفه خودش قرار داده ازت تشکر میکنم امیدوارم تمام موشگلاتت حل بشه خانوم ستاره دوست دارم.

پنجم از فرزانه که خاطریه تلخی تو دلم گزاشت از خودش نمیدونم تشکر کنم یا ستایش با این که هیچ وقت به وبلاگم سری نزده اما امیدوارم خوشبخت باشه .

از یکی خیلی دلخورم از خانوم لیلا که نمیدونم چرا وبلاگشو حذف کرد من ازش هیچ اتلاعی ندارم نه ایمیل نه ادرس وبلاگ جدید البته فکر میکنم تو موشگلات روحی قرار گرفته اگه اومدی بازم به وبلاگم لیلا جان بدون به خاطر اینکه وبلاگتو حذف کردردی ازت ناراحتم امیدوارم موشگلاتت حل بشه و برگردی. دوست دارم .

و در اخر از تمامه کسانی که منو با حرفایه قشنگشون شرمنده خودشون میکنن تشکر میکنم یک دنیا ممنونشون هستم اگر شما ها نبودین من تو تنهایی خودم شاید به نابودی کشیده میشودم. امیدوارم که دیگه تو وبلاگم از غمو غصه چیزی ننویسم امیدوارم .

نظرات تاییدی نیست

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |
عشق . مرگ . نفرت چهارشنبه 26 اردیبهشت13865:20

همه چیز تموم شود از من به جز یک موشت خاکستر  هیچی باقی نیست . دیگه نه نظری میخام واسم بزارین نه به وبلاگم سری بزنید نه چرندیاتمو بخونید هیچی العان با یه مرده که تنها فرقمون اینه که من نفس میکشم بدونه هیچ دلیلی و اون نمیکشه فرقمون همینه . تنها امید به زندگیم و تنها امید نفس کشیدنم واسم تموم شود ادمایی مثل من همیشه بازنده هستن و قدر فرصت هاشونو نمیدونن واسه همین فقط واسه مردن میخورن. لعنت به من.

مرد مرده

اگر زنده هستم اگر نفس میکشم بدون همیشه با یاد و  نفسه تویه که زنده هستم دوستت دارم اخرین امید به زندگیه من مواظب خودت باش . خو شبخت بشی واسه اخرین بار اگر اجازه میدی میگم دوستت دارم 

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |
چرا از مرگ میترسید !! من عاشقشم... دوشنبه 24 اردیبهشت13861:55

ادم رو وادار میکنن که از داخل با خودش درگیر بشه و تمام وجودشو تباهی بگیره و از خودش در درجه اول متنفر بشه در درجه دوم از دیگران . همه امید هایه کودکیم و نوجوانیم به باد رفت اصلا من چرا قدم به این دنیایه لعنتی گزاشتم . دیگه فقط مرگمو میخام میخام بمیرم یارو میگه از لحضه لحضه هایه عمت لذت ببر کدوم لحظه ها کدوم امیدو ارزو یک موشت رویای پوچ و بی بته اصلا چرا من اینا دارم مینویسم مگه واسه کسی مهمه یه موشت مزخرفات یه موشت چرندیات و خاطرات تلخو مزخرف یه ادمی مثل من العان دارم به خودم میگم اصلا چرا این کارو داری میکنی میخای دل چهار نفر واست بسوزه و بیان باهات دوست بشن فکر کنن پسره خوبی هستی فکر کنن خیلی معدب و با فرهنگ هستی چهار تا جمله گنده از تو روزنامه یادگرفتی و به اونا بگی هرکی ندونه فکر میکه دکتر مهندسی هستی یا دنیا گشته ای ادمی که پاشو از شهرشم حتی بیرون نزاشه . تمام این دوستی هایه چتی و اینترنتی همش مزخرفی بیش نیستن طرفت هر چقدرم بگه دوست دارم بگه واست میمیرم بگه از ذهنم یه لحظه هم خارج نمیشی اما به محض این که تو دنیایه بیرون اندکی از یک نفر دیگه خوشش بیاد همه چیزاتو به اون میفروشه چون تو تو چت هستی و اون اون بیرونه داره نفس میکشه چت . ایدی و... یعنی مرده همه ادمهایی که تو دنیایه انیترنت هستن مرده حساب میشن تمام حرفا  دروغه چرا یکی نیست اینا رو باور کنه چرا هیچکس حرفمو تایید نمیکنه مثلا ادمه اشغالی مثل من ادم شیطان صفتی مثل من میتونه خودشو یه فرشته معرفی کنه و برعکس... ادم تو زندگیش هرچی هست باید همه جا همون باشه نه کمتر نه بیشتر .

(خدا اگه تا دیروز تو رم قبول داشتم از امروز تو رو هم دیگه قبول ندارم)

اگه من دیگه تو این وبلاگ چیزی ننوشتم بگم این وبلاگ یه نویسنده دیگه هم داره با نام جیرجیرک که اون اگه افتخار بده واستون چیزی بنویسه و نزاره مرد مرده اگرم خودش بمیره حد اقل به خاطره ها پیوند نخوره.

چرا از مرگ مي ترسيد ؟
چرا زين خواب جان آرام شيرين روي گردانيد ؟
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد ؟

مپنداريد بوم نااميدي باز ،
به بام خاطر من مي كند پرواز ،
مپنداريد جام جانم از اندوه لبريز است .
مگوييد اين سخن تلخ و غم انگيز است

مگر مي اين چراغ بزم جان مستي نمي آرد ؟
مگر افيون افسون كار
نهال بيخودي را در زمين جان نمي كارد ؟
مگر اين مي پرستي ها و مستي ها
براي يك نفس آسودگي از رنج هستي نيست ؟
مگر دنبال آرامش نمي گرديد ؟
چرا از مرگ مي ترسيد ؟

كجا آرامشي از مرگ خوش تر كس تواند ديد ؟
مي و افيون فريبي تيزبال وتند پروازند
اگر درمان اندوهند ،
خماري جانگزا دارند .

نمي بخشند جان خسته را آرامش جاويد
خوش آن مستي كه هشياري نمي بيند !

چرا از مرگ مي ترسيد ؟
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد ؟
بهشت جاودان آنجاست .
جهان آنجا و جان آنجاست
گران خواب ابد ، در بستر گلبوي مرگ مهربان ، آنجاست !
سكوت جاوداني پاسدار شهر خاموشي ست .

همه ذرات هستي ، محو در روياي بي رنگ فراموشي ست .
نه فريادي ، نه آهنگي ، نه آوايي ،
نه ديروزي ، نه امروزي ، نه فردايي ،
زمان در خواب بي فرجام ،
خوش آن خوابي كه بيداري نمي بيند !

سر از بالين اندوه گران خويش برداريد
در اين دوران كه از آزادگي نام و نشاني نيست
در اين دوران كه هرجا ” هركه را زر در ترازو ،
زور در بازوست “ جهان را دست اين نامردم صد رنگ بسپاريد
كه كام از يكدگر گيرند و خون يكدگر ريزند
درين غوغا فرو مانند و غوغاها برانگيزند .

سر از بالين اندوه گران خويش برداريد
همه ، بر آستان مرگ راحت ، سر فرود آريد
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد ؟
چرا زين خواب جان آرام شيرين روي گردانيد ؟
چرا از مرگ مي ترسيد ؟

با تشکر : مهدی

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |
خدا از بندگانت حالم بهم خورد !!! یکشنبه 23 اردیبهشت13860:2

توبه ؟؟؟؟؟ توبه دیگه چیه ها نمیشنوم  بلندتر بگو لوطفا... پسر جان توبه به عملی میگن که ادم از اول عمرش هر غلتی خواست بکنه و در اخره پیری یه توبه بکنه و بره به بهشت به همین سادگی. فهمیدی پسر جان . بله میفهمم اقا معلم یعنی ما از اول عمرمون هر غلتی دلمون خواست میکنیم ماله مردمو میخوریم از دیواره خونه مردوم بالا میریم به ناموس مردوم تجاوز میکنیم (چه اختیاری چه اجباری) که البته العان بیشتر اختیاری شوده .بعد جونم واستون بگه دله بنده هایه خدا رو میشکنیم . حق نا حق کنیم و ......... در اخر سرم که دیگه بارو بندیلمونو بستیم و دیگه ناراحتی تو زندگی نداشتیم اولین کاری که میکنیم یه مسافرت خانه کعبه ( حج واجب ) میریم یه توبه هم میکنیم بعد  هم میشیم حاجی؟؟؟ درسته یا نه میشیم حاج مهدی  حالم از هر چی حاجیه بهم میخوره حالم از خودمم به هم میخوره جای تعجب نیست تو دنیایی که ما داریم توش زندگی میکنیم از مثالی که بالا واستون زدم زیادددد سراغ دارم تا دلتون بخواد تو شهره خودمون که حد اقل اندازه موهایه سرم از این ادما میشناسم که مالی که جمع کردن ماله چند بچه یتیم بوده حالا پاشون از مسجد جمع نمیشه درضمن حالم از هرچی مسجد و مسجد برو  و هیئت و این چیزا هم بد میشه همشون برن به درک.لعنت به این زندگی با تمام  ادمهاش.خره ما از کره گی دم نداشت....!!!

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |

مدریت وبلاگ

ارشیو تمامی مطالب

لیست پیوند ها

صفحه نخست
وضعیت در یاهو مسنجر
آرشيو مطالب

SpeakSoftlyLove.swf

SpeakSoftlyLove.swf http://jackall.persiangig.com/Love.swf