تبليغاتX
خاطرات شغال - مرد مرده
 
دنیا برگرد !!!!! چهارشنبه 19 اردیبهشت13861:46

دنیا برگرد به عقب برگرد ازت خواهش میکنم برگرد من باید جبران کنم من اشتباهاتمو باید جبران کنم دنیا برگرد !! یعنی میشه دنیا به عقب برگرده تا اشتباهاتی رو که کردیم اصلاح کنیم ؟ دلهایی رو که شکستیم ترمیم کنیم ؟ قدر ادم هایی رو که هیچ وقت ندونستیم بدونیم ؟ و دوباره دوسشون داشته باشیم؟ دنیا برگرد تا بتونم تمام این کار ها رو بکنم . دنیا : روزگار مانند زمان است که حتی به یک ثانیه قبل هم برنمیگرده .

بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد

باغ صد خاطره خنديد،

عطر صد خاطره پيچيد:

يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.

تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.

من همه، محو تماشاي نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروريخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد، تو به من گفتي

از اين عشق حذر كن

لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،

آب، آيينة عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم

باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم!

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت

اشك در چشم تو لرزيد،

ماه بر عشق تو خنديد!

يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم.

نگسستم، نرميدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم

بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

 

میخام برگردم به عقب تا بگم اشتباه کردم. شعر از اقایه فریدون مشیری تقدیم میکنم به گلم

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |
حد و مرز انسان !!!! یکشنبه 16 اردیبهشت138621:44

میخام امروز واستون از حد مرز ادما بگم یه ضرب المثل هست که میگه " پاتو از گلیمت بیشتر دراز کردی" اینو همه قبول دارن. منم قبول دارمش اما بعضی وقتا یاده ادم میره همونطور که میره و میره واسه خودش فراتر از مرزها فراتر از حد ها هیچی واسش مهم نیست مثل یه سبک بال پرواز میکنه و میره تا یکی یه کوه یه قلیه بلند جلوش میزاره و سرش میخوره به صخره سنگ وقتی پا میشه تازه یادش میاد که پاشو از گلیمش بیشتر درازتر کرده یا به اصتلاح پرو شوده . شاید به نظر خیلی ها من ادم ناشکری هستم بله هستم اما اشتباهه من هیچ وقت حدو مرزه خودمو ندونستم یه ضرب المثل هست که میگه " کبوتر با کبوتر باز با باز " همیشه دور از مرزهایی که واسم مشخص شوده تو این دنیا تو موقعیت اجتمایی که دارم تو موقییت سنم پرواز کردم و یه قانون کلی هم هست که میگه پاتو از گلیمت بیشتر دراز کردی و جلوت گرفته میشه همیشه جلوم گرفته شوده جلوم یه صخره پدیدار شوده و من برخورد کردم و به خودم اومدم اما نتونستم تو مرزهایه خودم باشم و باز هم بلند پروازی کردم . بابام میگه همیشه تو یه چیزی رو ۱۰ سال جلوتر میخای!!!!! من العان خودم دیگه قبول دارم که چرا همه ترکم میکنن دلیلشو پیدا کردم اونم اینه که حد و مرزی واسم مشخص نیست نه مرد نه زن نه دختر نه پسر نه سنو سال نه پولدار نه بی پول هیچی واسم مشخص نیست و با همه یه جورم با این اخلاق بدم!! واسه همین همیشه شکست میخورم.

اگربا غم ولی همسایه مرگ
اگر پاییزیم از برگ تا برگ
اگر از درد تو خسته ترینم
اگر از کوچ تو خانه نشینم
اگر از تو به تن جامه دریدم
اگر از تو به خود سوزی رسیدم
تو رو می بخشم ای مغرور شهرم
تو را می بخشم ای تنها ترین مرد
من از تو تازه اما پیرم از تو
من از تو سرخوش ودلگیرم از تو
من از تو زنده ومیمیرم از تو
تو را میخواهم ای مرهم ای درد
تو را میبخشم ای مغرور ای مرد
من و بی تو عذاب شب شمردن
منو بی تو به گریه دل سپردن
منو از مرگ لحظه جون گرفتن
منو در ماتم هر لحظه مردن
نمیدانی چه دلتنگنم چه دلتنگ

خیلی دلم گرفته دلم تنگه کاشکی میتونستم پرواز کنم و از این هستی پربکشم. شعر از زنده یاد هایده خورشیدی که از شرق طلوع و در غرب غروب کرد .

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |
خدایا میبینی !!!!! شنبه 15 اردیبهشت138623:54

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم .

تمامه اینا درست اما با من این کارو کردن... مرگ تدریجی سخته!!!!!خدا اگه وجود داری خودت ببین و قضاوت کن دوست دارم خدا!!!!!

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |

مدریت وبلاگ

ارشیو تمامی مطالب

لیست پیوند ها

صفحه نخست
وضعیت در یاهو مسنجر
آرشيو مطالب

SpeakSoftlyLove.swf

SpeakSoftlyLove.swf http://jackall.persiangig.com/Love.swf