تبليغاتX
خاطرات شغال - مرد مرده
 
مخمصه !! جمعه 7 اردیبهشت13860:4

نمیدونم چی بگم نمیدونم از کجا بگم تو این چند روزه که تو وبلاگم چیزی ننوشتم خیلی فکر کردم اما هیچی به فکرم نرسید راستش خیلی اعصابم خراب بود دیونه شوده بودم و حرفایی زدم که بعضی از دوستام خوششون نیومد  " توهین به خددا" خدا رو خددا نوشتم تا وبلاگمو فیلتر نکنن این روزا تو هر وبلاگی نامی از خدا . کورش .اهورامزدا و ... این چیزا که خوک ها رو عصبانی میکنه باشه از طریق فیلترینگ مخابرات فیلتر میشه. راستشو بخاین دیگه نمیخاستم تو وبلاگم بنویسم چون تو یه شب دنیا جلو چشمام سیاهی رفت تو این چند روز خیلی با خودم درگیر بودم نمیدونستم چیکار کنم شما دوستان خوب و با معرفت هم دیدم منو تنها نزاشتین تصمیم گرفتم بازم بنویسم اما بدون هیچ هدف و امیدی به زندگی !! شاید امید منتظرم باشه شاید یه روزی بیاد تا همه ارزوهام براورده بشه پس به امید اون روز.دیشب فیلم مخمصه با بازیه رابرت دنیرو و الپاچینو رو شاید برایه باره ۱۳ شایدم ۱۴بار تماشا کردم .

مرد مرده

این فیلمو خیلی دوست دارم از دیدنش سیر نمیشم از شخصیت هاش خوشم میاد کلا فیلمهایه دنیرو رو خیلی دوست دارم تو هر فیلمش هزار تا نکته پنهان و هزاران درس زندگی وجود داره نکته هایه ریزی که ادم حتی با ۱۰ بار دیدن فیلم هم نمیتونه اونها رو درک کنه از یک کارکتر این فیلم خیلی خوشم میاد و اونم لحظه ای که رابرت به عشقش میگه ادم باید طوری باشه که بتونه تمام چیزهاشو رها کنه و بتونه ظرف سه ثانیه بره اون طرف خیابون و بدونه که هیچ وقت اونا رو بدست نمیاره در صحنه پایانی فیلم هم هنگامی که رابرت جونش در خطره میان عشق و جانش جونشو انتخواب میکنه و با تمام علاقه ای که به عشقش داره بدون هیچ اطلاف وقتی رهاش میکنه!!!!

از همه دوستان گلم که واسم نظر دادن و من پاسخشونو ندادم همینجا معذرت خواهی میکنم

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |
شب آمد و پایان زندگیه شغال!!!!! سه شنبه 4 اردیبهشت138623:59

من چی هستم من هیچی نیستم یه اشغال عوضی که تو زندگیش هیچی رو قبول نداره حتی گاهی اوقات خدا رو هم قبول نداره این اشغال باید بمیره سزاش مرگه دیگه هیچی از زندگیم نمیخام دیگه بریدم کم اوردم غرق شودم تو تباهی و خفط دیو ه سیاه و پلید تنفرت تو وجودم خونه کرده العان به جایی رسیدم که دیگه از خودم هم بدم میاد اخه چرا من چرا تو این همه ادم تو دنیا من باید اینجوری باشم لعنت به این زندگی لعنت به من لعنت به  کسی که این دنیا رو با ادم هاش افریده اگه تا دیروز خدا رو دوست داشتم دیگه همینم دوست ندارم هیچی نمیخام مرگمو میخام میشنوی من منتظر مرگم هستم . اینم اخرین اپدیتم بود خودمو وبلاگمو خاطراتمامو همه چیزم به درد مردن میخوریم دارم با یک موشت خاطرات پوچم میرم زیره خاک. شاید بعد مرگم یکی دیگه این وبلاگو با یه نامه دیگه اپدیت کرد همتونو دوست دارم واستون ارزویه خوشبختی میکنم. اگه من خدا بودم راست گویی و معرفت رو از همه دریغ میکردم تا ادم ها معنیه حرف راست رو از دروغ نتونن تشخیص بدن و وقتی که یکی یه حرف راست به کسی زد فکر نکنه که دروغ گوفته تو این دنیا همه انگاری ادمهایه دورو و پست رو بیشتر دوست دارن ادمهایی که با احساسات یه نفر بازی میکنن و مثل س... ولش میکنن.

باغي از صنوبرها

ارغواني از آتش

رودباري از الماس

وز كبوده جنگل‌ها

مرگ در خزان فرياد

آن زمان كه مي‌پوسد

ريشه هاي ابريشم

برگ‌هاي نيلوفر

وز كبوده مي‌ماند

سايه‌هاي خاكستر

مرگ هيچ زيبا نيست

مرگ عاشقان زيباست

مرگ عاشقانه ي شهر

مرگ عاشقان در شب

هیچ وقت شما خواهر و برادرایه عزیز تر از جانم رو فراموش نمیکم گه اونایی که از من بدشون میومد چه اونایی که لوطفشون ازم کم نمیشود همتون تو قلب من جا دارین دوستون دارم.

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |
بد شانسی یا خوش شانسی؟ دوشنبه 3 اردیبهشت13863:6

امشب بعد از مدت هایکی از دوستام که خیلی وقت بود ازش بیخبر بودم و اخرین بار با دلخوری با هم خدا حافظی کردیم بهم چند تا اس ام اس زد خیلی خوشحال شودم تا رفتم جوابشو بنویسم تلفنم نمیدونم چه مرگش شود قفل کرد چه قفلی بی ثابقه هر کارش کردم درست نشود که نشود .انگاری همه چی دست به دست هم داده بودن تا فقط حرس منو در بیارن بلاخره بعد هر مکافاتی بود تلفنمو راش انداختم اما چیزی رو که میدیدم هرگز باور نکردم تمام حافظه و شماره هام پاک شوده بود و من در حسرت دوستی که به فرامشی سپرده شوده بود ماندم چون دیگه ازش شماره ای نداشتم و با این کار هم فکر نکنم اون دیگه تماسی باهام برقرار کنه . همینجور که دارم پیش میرم خدا داره تمام دوستامو ازم یه دونه یه دونه هر کدوم به نحوی میگیره.

حرفي نزن چيزي نگو

فقط بزار گريه كنم

ميخوام با بارون چشمام

فاصله ها رو پر كنم 

ترك ترك دلم شكست 

كسي به دادم نرسيد

گريه هاي تنهايي مو 

هيشكي به جز خودم نديد

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |
اعتراف سخت نیست!!! یکشنبه 2 اردیبهشت13860:59

امشب خیلی خسته بودم بعد از ظهر رفتم باشگاه و کمی ورزش کردم اما دیگه پیر شودمو زودی خسته میشم و اومدم خونه خیلی خسته خسته بودم و بعد غذا خوردن گرفتم خوابیدم  چند ساعتی خواب بودم فردا دو تا امتحان دارم هیچی هم بلد نیستم نمیدونم هر چی بادا باد ما که تا به این کلاس رسیدیم خودم که یادم نمیاد درسی خونده باشم تو دوران راهنمایی شاید کمی می خوندم اما از اول دبیرستان باید اعتراف کنم که تمام درسهامو با تقلب اومدم بالا اینم یه اعتراف بود خوبه ادم جرعت اعترافو داشته باشه من که خودمو سبک کردم با گفتن همین حرف نا چیز چون تقریبا نصف روز خواب و نصف روز تو مدرسه بودم اتفاقه خاصی واسم نیوفتاد خوشبختانه و حاله خاصی ندارم زندگی واسم شوده تکراری بدون هیچ فرازو نشیبی تمام روزهام شودن مثل هم روز هایه زوج که میرم باشگاه شوده مثل امروزم خسته روز هایه فرد هفتمم مثل دیروزم ناراحت و غمگین همین. امشب میخام یادی از پدر بزرگ و مادر بزرگ گلم بکنم پدر بزرگم که من چیزی ازش به خاطر ندارم فقط روزی که رفت پیشه خدا  یادمه وقتی دکتر از اتاق اومد بیرون و گوفت تموم کرده رو خوب یادمه و هیچ وقتم فراموشم نمیشه خیلی سالهایه قبل شاید من شیش سالم بود و بعد موند یه مادر بزرگ واسم موند تا وقتی زنده بود ازش سر میزدم اما حالا که از پیش ما رفته با خودم میگم بازم کم توجهی کردم و بهشون سر نمیزدم روحشون شاد سالگرده مادر بزرگم روزه عید نوروزه و هر سال با اومدن ساله نو سال گرد اون مرحوم عزیز هم نو میشه. مادر بزرگ و پدر بزرگ عزیزم روحتون شاد دوستون دارم منم ببخشین.

تنها ماندم
تنها با دل بر جا ماندم
چون آهی بر لبها ماندم
راز خود به کس نگفتم
مهرت را به دل نهفتم
با یادت شبی که خفتم
چون غنچه سحر شکفتم
دل من ز غمت فغان برآرد
دل من ز دلت خبر ندارد
پس از این مخورم فریب چشمت
شرر نگهت اگر گذارد
شرر نگهت اگر گذارد
وصلت را . ز خدا خواهم
از تو لطف و صفا خواهم
کز مهرت . بنوازی جانم
عمر من به غمت شد طی
تو بی من . من و غم تا کی
دردی هست . نبود درمانش
تنها ماندم
تنها ماندم
تنها با دل بر جا ماندم
چون آهی بر لبها ماندم

این شعر رو تقدیم میکنم به تمام پدر بزرگ ها و مادر بزرگ هایه مهربان دوستون دارم

از رنتا . ابجی تنها هانیه خانوم . لیلا خانوم . مریم خانوم . ندا . هه ساره . سحر . علی . یه بنده علاف و..................... از همتون به خاطر تمام راهنمایی ها و نظر هاتون واقعا سپاس گزارم اگه شما دوستایه خوب نبودین واقعا شکسته میشودم شاید تو زندگیم تنها دل خوشیم شما ها باشین دوستون دارم .

با تشکر مرد مرده "شغال"

نوشته شده توسط مرد مرده | موضوع: | لینک ثابت |

مدریت وبلاگ

ارشیو تمامی مطالب

لیست پیوند ها

صفحه نخست
وضعیت در یاهو مسنجر
آرشيو مطالب

SpeakSoftlyLove.swf

SpeakSoftlyLove.swf http://jackall.persiangig.com/Love.swf