منمو چند تا قناري با يه زندگي ساده
يه درخت بيد و سايه ش همينم واسم زياده
منمو يه آشيونه كه فقط اسمشه خونه
يه نهال گل نداده همينم واسم زياده
شده قلبم خود خونه با فضاي عاشقونه
اين فقط عشقه كه هر روز به رگام خون مي رسونه
منم و يه گلدون گل روي طاقچه ي اتاقم
شده اين گلدون كوچك وسعت تموم باغم
نه گله از بيش و از كم نه گله از دل پر غم
دوست دارم هميني كه هست با تموم اشتياقم
منم و چند تا قناري با يه زندگي ساده
يه درخت بيد و سايه ش همينم واسم زياده
منم و يه آشيونه كه فقط اسمشه خونه
يه نهال گل نداده همينم واسم زياده

بعضی وقتا حرف نزدن از حرف زدن خیلی بهتره . امشب هم از اون شبهاست که ننباید حرفی زد اما من میخوام حرف بزنم ۱۸/۴ هفت هشت ده روز دیگه دارم میرم سربازی و شرم از سره همه کم میشه ، وقتایی که ادم مریض میشه دیدین چه جوری میشه ؟ همش دوست داره اینو اون بیان بالا سرش دورورش شلوغ باشه حرف یزنن باهاش منم اونجوری شودم این چند روزه خیلی احساس دلتنگی و تنهایی میکنم چون میدونم که تا چندین سال دیگه معلوم نیست چی به سرم بیاد و کجا باشم اما از اونجا که همیشه دنیا و روزگار با من لج داره دقیقا برعکس خواستم رو واسم عملی کرده . این شعر بالا هم از خانوم شکیلا خواننده غزیز و گرامی هم وصف حالو روز من بود .